تایتل قالب



رفتنش آخرین عذابم بود

شاکی ام از خودم از او از درد

شاکی ام از خدا که میدانست

درد خواهم کشید و خلقم کرد

***

صبر کردم که جفتم از قفسم

برود آسمان و پر بزند

آن درختم که منتظر ماندم

هر زنا زاده ای تبر بزند

***

صبر کردم خیال میکردم

میشود رد شوم از این بلوا

تف به ذات کسی که با من گفت

قصه ی صبر و غوره و حلوا

***

قاتلم اعتماد کورم بود

حس پوچی که کار دستم داد

قوتش روی نقطه ضعفم بود

از همان نقطه هم شکستم داد

***

اشک هایی که وقت رفتن ریخت

دیدم و فکر حال او کردم

باز برگشتنش کنارم را

قبل خوابیدن آرزو کردم

***

هرشب از آسمان بخت بدم

عقده را چون ستاره میچینم

عقده هایی که گل کند وقتی

بوسه ای عاشقانه میبینم

***

پشت سر تا که چشم کار کند

ردپاهای جبر میبینم

چون که راهی برای مردن نیست

چاره را توی صبر میبینم

***

آه از انواع غصه های جهان

دل بی صاحبم یکی دارد

شب به شب با مرور او مردم

خاطره سم مهلکی دارد

***

درد دارد که هرچه بنویسی

نتوانی که شرح غم بدهی

درد دارد به طفل احساست

شب به شب قبل خواب سم بدهی


#شهریار_نراقی

جناب مهندس ۰۵ دی ۹۶ ، ۱۹:۰۴ ۰ ۰ ۳۴

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی